تنگه ی واشی

۰۳

مرداد
۱۳۹۶

تنگه ی واشی

ارسال شده توسط: maedeh/ 200 0

تنگه ی واشی در ۱۵ کیلومتری فیروزکوه قرار دارد.

تنگه واشی از شرایط آب و هوایی مطلوبی برخوردار بوده و همین موضوع سبب شده که تنگه در تابستان بسیار شلوغ باشد.

 در آنجا اسب و قاطرهایی را خواهید دید که برای عبور دادن شما از میان تنگه ای که گذر از آن سخت است، آماده اند.

تنگه ی واشی

ویژگی های تنگه ی واشی

تنگه ی واشی ۳۰ متر طول و صخره های سنگی آن حدود ۱۰۰ متر ارتفاع دارند.

رودی که از این منطقه عبور می کند از کوه های ساواشی سرچشمه می گیرند.

گذر از این رودخانه که بین تنگه ی سنگی واقع شده یکی از هیجان انگیزتزین جاذبه های سفر به تنگه ی واشی است.

برای رسیدن به تنگه، بازدیدکنندگان پس از گذراندن ۲ کیلومتر در جاده فیروزکوه تهران به یک جاده فرعی می رسند.

آنها پس از ۹ کیلومتر به روستای جلیزجند می رسند.

این روستا در نزدیکی یک دشت سبز با مزارع گندم و سیب زمینی و باغ های میوه قرار دارد.

تنگه ی واشی

 

پس از عبور از روستا و طی مسافت حدودا ۴ کیلومتری به جاده ای می رسند که در امتداد آن رود جریان دارد.

بازدید کنندگان پس از عبور از تنگه اول و دشت زیبا، حدود دو کیلومتر دورتر به تنگه دوم نزدیک می شوند.

تنگه ی دوم نیز چشم نواز است.

پاهایتان خنکی و سردی آب را لمس می کند.

تنگه ی واشی

در تنگه ی واشی کتیبه هایی را خواهید دید که به سفارش فتحعلی شاه بوجودآمده اند.

همانطور که در عکس می بینید فتحعلی شاه و سه پسرانش در حال شکار اند.

اما در کنار این کتیبه های تاریخی و افتخارآمیز، چیزهای به چشم می خورد که چندان خوشایند نیست.

و آن، نقاشی و یادگاری های مردم عادی روی کتیبه هاست!

تنگه ی واشی

در پایان این تنگه، آبشار زیبایی وجود دارد که مردم می توانند در تابستان در آن شنا کنند.

یک گیاه محلی به نام باریجه Barijeh در این منطقه رشد می کند .

این گیاه توسط وزارت محیط زیست محافظت می شود.

چیدن گیاه باریجه غیر قانونی است.

تنگه ی واشی

 

تور یکروزه تنگ واشی

نظر کاربران

خلاصه

مطلب مفید و جالبی بود

4.6
User Rating 5 (1 vote)
Sending
Comments Rating 0 (0 reviews)
Editor

“به کجا چنین شتابان؟ گون از نسیم پرسید
- دل من گرفته زین جا هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟
- همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم.
به کجا چنین شتابان؟
- به هر آن کجا که باشد به جز این سرا، سرایم
- سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه‌ها، به باران
برسان سلام ما را”
محمدرضا شفیعی کدکنی

ارسال دیدگاه

Sending